لایحه مطالبه ثمن معامله

مطالبه ثمن معامله

فهرست مطالب

بسمه تعالی لایحه مطالبه ثمن معامله
ریاست محترم محاکم تجدیدنظر استان
سلام علیکم
احتراماً اینجانب بدینوسیله مراتب اعتراض و تجدیدنظرخواهی خود را نسبت‌ به دادنامه شماره مورخ 21/1/1402 . موضوع پرونده کلاسه صادریین دادرسی مدنی اعلام . در دفاع مطالب ذیل را به استحضار قضات عالی دادگاه تجدیدنظر استان می‌رساند:


دادخواست مطالبه ثمن معامله


اینجانب دادخواستی به خواسته مطالبه ثمن معامله به طرفیت تجدیدنظر خوانده خانم مطرح نموده ام . با این توضیح که پدر و مادر مرحوم اینجانب بالمناصفه مالک شش‌دانگ یک باب آپارتمان مسکونی بوده‌اند . به ‌صورت عقد بیع آپارتمان مذکور را به خواهرم تجدیدنظر خوانده واگذار نموده اند . ولیکن خواهرم مبلغی به ‌عنوان مطالبه ثمن معامله به مورثین اینجانب پرداخت نکرده‌ است و از این بابت بدهکار می‌باشد .

متأسفانه مراجعات مکرر ایجانب جهت اخذ ثمن معامله میسر واقع نگردیده . تجدید نظرخوانده مدعی هبه‌ ملک مذکور به خودش از جانب مورثین شده ولیکن دلیل و مدرکی دال بر این ادعا ارائه ننموده است . متأسفانه دادگاه محترم بدوی نیز با این استدلال که معامله مذکور ظهور درعقد هبه دارد . حکم بر بطلان دعوی صادر نموده است که رای صادره با عنایت به دفاعیات معروضه خلاف قوانین و مقررات حقوقی اصدار یافته و موجب تضییع حقوقی قانونی بنده گردیده است .

وقوع عقد بیع


برابر سند رسمی شماره مورخ دفترخانه اسناد رسمی شماره تهران که مضبوط در پرونده می‌باشد . ملک مذکور توسط مورثین به تجدید نظرخوانده انتقال قطعی یافته است. با ملاحظه سند انتقال مشخص است که سند مذکور سند رسمی قطعی غیرمنقول بوده . در آن به صراحت مبلغ مورد معامله درج گردیده است و در ذیل آن در خصوص نحوه پرداخت آمده ‌است . (( تماماً بالاقراره تسلیم فروشندگان شده ‌است )) . متن و سیاق سند رسمی دلالت بر وقوع عقد بیع دارد چرا که احکام خاصه بیع در قسمت شرایط آن آورده شده ‌است . ازجمله استفاده از الفاظ خریدار و فروشنده که مختص عقد بیع است و در عقد هبه راه ندارد .

تعریف عقد هبه


در تعریف عقد هبه در ماده ۷۹۵ قانون مدنی آمده‌ است . (( هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک می‌کند . تملیک کننده واهب و طرف دیگر را متهب ، مالی را که مورد هبه است عین موهوبه می‌گویند ))

لذا چنانچه مقصود هبه ملک بود الفاظ مربوط به عقد هبه ( واهب ، متهب ، مال موهوبه ) . می‌بایست مورد استناد قرار گیرد و نه الفاظی که خاصه در عقد بیع به کار می رود.
در سطر اول سند رسمی اشاره به اسقاط کافه خیارات خصوصاً خیار غبن فاحش اشاره دارد . هما‌طوری‌که مستحضر می‌باشید خیارات مختص عقد بیع و در کل عقود معوض بوده . به ‌خصوص خیار غبن فاحش که دلالت در اختیار فسخ معامله به دلیل غیر متعارف بودن قیمت و زیان ناشی از عدم تعادل بین عوضین در زمان معامله دارد . که در عقد هبه باتوجه به ماهیت آن‌که تملیک رایگان می‌باشد وجاهت ندارد .

اصل مجانی نبودن انتقال


لذا اسناد واگذاری و سند رسمی انتقال تماماً بر انعقاد عقد بیع فی‌مابین مورثین و تجدید نظر خوانده حکایت دارد.
در قانون اصل بر این است که هیچ‌کس مال خود را مجاناً به دیگری واگذار نمی‌نماید . فرع بر التزام به رایگان بودن آن می‌باشد .لذا جهت اثبات اصل نیاز به دلیل نمی باشد . تجدید نظر خوانده که اظهار خلاف اصل یعنی وقوع هبه را دارد باید این موضوع را اثبات نماید و به قولی ( البینه علی المدعی) . بنابراین در موضوع خواسته که مطالبه ثمن معامله می باشد . سند رسمی انتقال در دفتر خانه موید عقد بیع است . چنانچه تجدید نظرخوانده مدعی وقوع عقد هبه است . بینه و دلیل با ایشان خواهد بود و دادگاه محترم بدوی بدون ارائه حتی یک دلیل مشخص نیست ..چگونه استنباط نموده اند که عقد ، هبه بوده و بیع نبوده است .


در مانحن فیه نیز مورثین قصد انتقال ملک به صورت هدیه به تجدید نظرخوانده را نداشته اند . این موضوع هم از طریق ملاحظه سند رسمی انتقال به صورت بیع نامه و هم از طریق شهادت شهود قابل اثبات و احراز می باشد . در این خصوص شهود حاضر به ادای شهادت در محضر دادگاه می باشند تا گواهی نمایند ‌. تجدید نظرخوانده بارها در خصوص پرداخت ثمن معامله به قیمت کارشناسی استنکاف نموده است . مدرک مثبته گواهی شهود پیوست می باشد .

مطالبه ثمن معامله


علی ایحال با توجه به اینکه در سند رسمی انتقال ملک به صراحت عقد بیع مورد نظر متعاملین بوده . سند نیز سند رسمی است که خدشه ای به آن وارد نیست . مگر با دلیل و مدرک که در این پرونده تجدید نظرخوانده دلیلی ارائه ننموده . که ملک به عقد هبه به ایشان واگذار شده باشد بنابراین عقد فی مابین مورثین و تجدید نظرخوانده بیع نامه تلقی می گردد . الزام خریدار به تادیه ثمن معامله نیز از آثار عقد بیع می باشد مگر اینکه خلاف آن ثابت شود .
علیهذا از محضر دادگاه محترم تجدید نظر استان بدواً تقاضای تشکیل جلسه جهت حضور شهود اینجانب را داشته . سپس با دفاعیات معروضه تقاضای نقض دادنامه صادره و صدور حکم بر محکومیت تجدید نظرخوانده به پرداخت ثمن معامله مورد استدعاست ./.
با سپاس فراوان – تجدید نظرخواه

برای مشاوره در خصوص مطالبه ثمن معامله همین حالا می توانید مشاوره دریافت نمایید . لایحه اثبات وقوع بیع را نیز ببینید .